آدام الئاريوس ( مترجم : احمد بهپور )
142
سفرنامه آدام الئاريوس ( بخش ايران ) ( فارسى )
عباسقلى بيك مهماندار ما از طريق راهى درست ، پس از طى دو مايل ما را به دهكدهاى كه طرف راست قرار گرفته بود هدايت كرد . در اينجا نيز يك نفر ملك « 1 » به پيشواز ما آمد و ضمن گفتن خوشآمد به سفرا چند ظرف پر از ميوههاى نوبرانه سال را از قبيل زردآلو ، انگور ، و يك مشك شراب به ما هديه كرد . چون در آن شب بدون قصد قبلى به اين دهكده آمده و براى خوردن و نوشيدن چيزى تهيه نديده بوديم و ضمنا آشپز ما براساس گفته عباسقلى بيك كه اظهار داشته بود پنج مايل راه خواهيم پيمود و او را جلوتر فرستاده بود ، لذا آن شب را گرسنه سر ببالين نهاديم . روز يكشنبه هيجدهم ژوئن پس از آنكه مراسم مذهبى خود را بجا آورديم و نهارمان را صرف كرديم دوباره سوار بر اسب شديم و از بين تپههائى در هواى سرد با يورتمهء كامل شش مايل را پيموديم و نيمهشب به دهى كه در دو مايلى سوى راست جاده قرار داشت رسيديم خانههاى اين دهكده به طور پراكنده بر روى سه تپه ساخته شده بود . ما را به پائينترين قسمت كه يك خانهء خالى بزرگ نرسيده به دهكده در آنجا وجود داشت و سفرا مىبايست در آن اقامت كنند راهنمايى كردند ، ولى آقايان فرستادگان مايل نبودند كه بدرون خانه روند و در سوى دگر مستقر شدند و سربازى را در محل انشعاب راه به نگهبانى گماردند تا همراهان ديگر را كه از پشت سرما مىآمدند آگاه كند كه در كجا فرودآيند . كشاورزان و دهاتىها كه قبلا از آمدن ما آگاه نبودند و نمىتوانستند همسران و دختران خود را به سرعت از محل دور كنند ، مايل نبودند كه ما را در منازل خود بپذيرند و ما كه به سبب سردى هوا نمىخواستيم در هواى آزاد و بدون سرپناه بخوابيم ، بنابراين مىبايست به زور داخل اطاقهاى تنگ و نامناسب ولى گرم آنها شويم . هنوز كاملا در رختخواب جاى نگرفته بوديم و اميد داشتيم كه باقيمانده شب را در آرامش و راحتى به سرآريم كه ناگهان صداى ترومپت
--> ( 1 ) - اصل : Melik - اين كلمه به زبان عربى معناى پادشاه مىدهد ولى در اينجا منظور كدخداى ده است - و - آ . در تذكرة الملوك صفحه 44 از « ملكان » بدون شرح ديگرى نام برده شده است - م .